مطالب ناب

 خوشا طلیعه نوروز

خوشا بهار که پیغام آشتی با اوست
نظر کنید که هنگام آشتی با اوست

خوشا طلیعه نوروز خانگی یاران
خوشا طلیعه که فرجام آشتی با اوست

حدیث باد به گوش درخت اگر گفتی
به هوش باش که خود نام آشتی با اوست

شکوفه بر سر پیمان خویش می‏مانَد
و جشن ساده ایام آشتی با اوست

به رسم گل نچشیدی اگر حرامت باد
شراب وصل که انجام آشتی با اوست

میان عهد تو و من اگر خلاف افتد
خوشا نسیم که اعلام آشتی با اوست

نوشته شده در چهار شنبه 30 اسفند 1391برچسب:,ساعت 12:48 توسط farzad| |

  بوی باران بوی سبزه بوی خاک"شاخه های شسته باران خورده پاک "آسمان آبی و ابر سپید "  برگهای سبز بید " عطر نرگس رقص باد "نغمه " شوق پرستو های شاد"خلوت گرم کبوترهای مست "  نرم نرمک می رسد اینک بهار " خوش به خال روزگارا "  

 
 
 

                                   خوش باسید

نوشته شده در چهار شنبه 30 اسفند 1391برچسب:,ساعت 12:35 توسط farzad| |

                                       سال نوی همگی شمامبارک


                                                 Happy new year 
 
 
                                      
نوشته شده در چهار شنبه 30 اسفند 1391برچسب:,ساعت 12:25 توسط farzad| |

 

 

 

 


هميشه 
پشت جمله  ی :
 
" عیبی نداره مهم نیست "

يك دل شكسته خوابيده....!

شك نكن...
نوشته شده در چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:,ساعت 23:11 توسط farzad| |

 

 


فهمیده‌ام که خیلی وقت‌ها؛

 

گناه نکردن، نتیجه‌ ی فراهم نبودن «موقعیت» است

 

توهمِ «تقوا» برم ندارد ...!

 

نوشته شده در چهار شنبه 23 اسفند 1391برچسب:,ساعت 23:8 توسط farzad| |

 

و من خدایی دارم ...

 

نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:,ساعت 22:42 توسط farzad| |

 

نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:,ساعت 17:21 توسط farzad| |

 

نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:,ساعت 17:18 توسط farzad| |

 

تشکراز  بابام

וے ڪـוش فــرבו ڪـــﮧ וز خــפוب بـیــבוر مـیـشـבҐ زنـבگــے رنـگ בیـگرے بـﮧ خــפב مـے گـرفت … رنــگ رפ یـוهـוیــҐ …

پدر جانم

پدر همان یار قدیمی من

پدر همان نور افتاب من

پدر صدای تو در گوش هایم دائم زمزمه می کند

نباشد روزی که ان صدا را نشنوم....

پدر حضورت در کنارم 

سنبل شادابی و نشاط من است.

پدر احساس ازادی و رهایی می کنم 

وقتی دست نوازش بر سرم می کشی، 

نگاهم می کنی و بوسه ای

بر صورتم می کاری. 

احساس غرور می کنم.

پدر، 

پر افتخارترین شخص برای من ،

کسی که تمام زحماتش را نثار من کرد 

و خود را به غربت داد 

تا من آینده ای روشن داشته باشم

باشد روزی که به من افتخار کنی

دوستت دارم 

نوشته شده در پنج شنبه 10 اسفند 1391برچسب:,ساعت 19:48 توسط farzad| |

 

 
 

 

خدایا...

کودکان گل فروش را می بینی!؟

مردان خانه به دوش

دخترکان تن فروش

مادران سیاه پوش

کاسبان دین فروش

محرابهای فرش پوش

زبانهای عشق فروش

انسانهای آدم فروش

همه را می بینی...؟!

می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم

دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد...!!!


 

نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند 1391برچسب:,ساعت 17:59 توسط farzad| |

 

 
 
روزگارم این است:

دلخوشم با غزلی

تکه نانی، آبی

جمله ی کوتاهی

یا به شعر نابی

و اگر باز بپرسی گویم:

دلخوشم با نفسی

حبه قندی، چایی

صحبت اهل دلی

فارغ از همهمه ی دنیایی

دلخوشی ها کم نیست، دیده ها نابیناست...


نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند 1391برچسب:,ساعت 17:58 توسط farzad| |

 

 
 
اگه یه روز فرزندی داشتي بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک بخر.

بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می‌ده.

بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره
 
بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی 

و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه.
 
و مهمتر از همه:

بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که 

راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...


 

نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند 1391برچسب:,ساعت 17:38 توسط farzad| |

 

 
 
باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم

کوله ام غرق غم است، آدم خوب کم است

عده ای بی خبرند، عده ای کور و کرند

اندکی هم پکرند و میان رفقا، عده ای همچو شما تاج سرند!

 

نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند 1391برچسب:,ساعت 17:37 توسط farzad| |


Power By: LoxBlog.Com